![]() |
![]() |
|
| یک وبلاگ نیمه خصوصی نیمه عمومی در زمینه ی ادبیات خصوصی در ملا عام |
|
متشکرم از همه ی دوستانی که لطف کردند نظر گذاشتند.خواستم این پستم متفاوت باشه پس یه کار متفاوت از خودمو انتخاب کردم. فلذا نظرهای متفاوت رو هم می طلبه.
باشد که مقبول افتد:
(( دیوار، درخت، نیمکت )) تو رقصیدی آنشب که خوابم نزدیک شد به حقیقت که سایه ی اندام توست آنشب که صفحه ی گرامافون کنسرت سکوت می نواخت... توی مست من مست تر را به حیاط بردی و روی نیمکت نشاندی و زیر درخت تا صبح رقصیدی. آنشب دیوارها نازک فاصله ها کم و صدا ها شفاف شدند که مهتاب تو را روی دیوار پشتی ات تصویر کرد. آنشب نور از ارتفاع موهای مشکی ات لیز می خورد و بر دیوار می افتاد برگ به آهنگ تو می لرزید، رنگ مغلوب قمار سایه می شد، که من مست تماشا از تو پرسیدم : آیا گاه گاه که دلتنگ تصویر روی دیوار شدم زیر این درخت خواهی امد؟ تو چیزی نگفتی و آنجا بی اعتنا و بی پروا تا صبح فقط رقصیدی. صفحه تمام شد مستی پرید نور زد تصویر فرو ریخت و خواب شکست و من تنها روی نیمکت حیاط نیمه عریان نشسته بودم. آنشب گذشت و من هر شب به آن حیاط می روم و روبروی آن دیوار و درخت روی آن نیمکت می نشینم و با خود می گویم : آیا تصویر روی دیوار باز خواهد رقصید ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 21:21 توسط محمد شعبانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
فارغ التحصیل کارشناسی عمران
اهل شعر و تئاتر و کتاب عاشق پرسپولیس، گرگان، معماری، میلان کوندرا، تخمه ژاپنی، زیدان و قهوه ی بعد از نصف شب! گاه می نوسیم ناخودآگاه و گاه شعر که نه... |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت رسمی باشگاه پرسپولیس تازه های ادبی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|